|
چهار شنبه 19 تير 1392برچسب:, :: 1:40 :: نويسنده : نفس
پسر،دختر زیبایی رادید،شیفته اش
شد.چندساعتی باهم توخیابون قدم میزدن که یهو یه بنز گرون قیمت جلوی پاشون ترمز زد،دختره به پسره گفت :خوش گذشت ولی نمیتونم همیشه پیاده راه برم بای نشست توی ماشین راننده بهش گفت:خانم ببخشید من راننده این آقا هستم لطفا پیاده شید...! نظرات شما عزیزان: مهدي خارگي
![]() ساعت20:25---21 تير 1392
جالب بود
پاسخ:مرسی گلم موفق باشی بازم به من سر بزن بااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای تا هااااااااااااااااااااااااااااااااااای ![]()
![]() |